نصایح پیامبر به ابوذر غفاری 

دلهاى خائف
دلى كه كانون خوف و خشيت از خدا باشد. ارزشمند و مقدّس است .
گوهرى است ناياب و گرانبها و ستودنى ! امّا، همه ارزش و اعتبار آن ، به خلوص در خشيت و بى ريايى در خوف است . پيامبر خدا ((ص )) در حفظ و ارزش چنين دلى ، به ابوذر رهنمود مى دهد:
((اى ابوذر...
از خدا پروا كن ، و به مردم نشان مده كه از خداوند، خشيت و خوف دارى كه تو را اكرام كنند و بزرگ بدارند، در حالى كه دلت به فجور گرفتار است (نفاق در ((بود)) و ((نمود)) !)
اى ابوذر...
در هر چيزى ، نيّت صالح داشته باش ، حتى در خوابيدن و خوردن !))

يعنى حتى مادّى ترين چيزها و كارها را (همچون خور و خواب ) مى توان بانيّت و انگيزه الهى ، تبديل به عبادت و معنويت كرد. آنكه نمازش ريايى است ، بى ارزش مى شود و آنكه طعامش براى خداست ، ارزش مى يابد. و اين ، تاءثير شگفت و دگرگون ساز نيّت در اعمال است .
((اى ابوذر!...
عظمت خداوند در دل و جانت بايد بزرگ باشد و او را به عظمت ياد كنى ...
اى ابوذر... خداوند را فرشتگانى است كه از خوف خدا همواره در حال ((قيام )) اند و تا روز رستاخيز بزرگ ، يك لحظه هم سربلند نمى كنند، ذكر همگى شان اين است كه ((سبحانك و بحمدك ...)) خدايا! تو پاك ، و منزهى ، تو را آنگونه كه شايسته اى ، عبادت نكرده ايم ...
اى ابوذر...
يك مؤ من اگر به اندازه هفتاد پيامبر هم عمل و عبادت داشته باشد، از هول و هراس قيامت آن را كوچك و كم مى شمارد. روز قيامت ، چنان هول انگيز و وحشتناك است كه فرشتگان و رسولان به زانو درمى آيند حتّى پيامبر بزرگى همچون ابراهيم ، اسحاق را فراموش كرده ، مى گويد: خدايا! من ابراهيم ، خليل توام ! مرا از ياد مبر!...))

دل خائف ، كه ميان بيم و اميد به سر مى برد، ارزش والايى دارد و سرمايه ((مؤ من )) است و در سايه همين خوف و خشيت است كه انسان از غرور عبادت مى رهد و تضرّع و نيايش و نياز به درگاه پروردگار پيدا مى كند.
عبرت از مرگ
مرگ ، قويترين دلاوران و داناترين فرزانگان را به زانو درآورده است . شترى است كه در خانه همه كس مى خوابد. سرنوشت حتمى همه انسانهاست و هركس دير يا زود، در كام آن فرو خواهد رفت . از اين رو، نبايد چون غافلان بيخبر، بى اعتنا از كنار آن گذشت .
وقتى جنازها به گورستان برده مى شود، نمايشى است از حقيقتى بزرگ و حتمى كه در انتظار ما نيز مى باشد. پيامبر اسلام ((ص )) چنين تعليم مى دهد:
((اى ابوذر...
هنگام بردن جنازه ها، هنگام نبرد و هنگام تلاوت قرآن ، صدايت را پايين بياور (و داد و فرياد راه مينداز).
اى ابوذر!... وقتى در پى جنازه اى راه مى افتى ، عقل خود را در آن حال به كار بگير، بينديش و خشوع داشته باش و بدان كه تو هم به آن خواهى پيوست !
اى ابوذر!
هرچيزى كه فاسد شود، نمك دواى آن است ، اگر نمك فاسد شود، درمانى ندارد.
 

(هرچه بگندد نمكش مى زنند

واى به روزى كه بگنند نمك )

اى ابوذر!
دو ركعت ، بطور معمول و متعارف ، امّا از روى تفكر وآگاهانه ، بهتر است از يك شب ، شب زنده دارى با دلى كه غافل و بى توجّه است ...))

تلخى حق
حق گفتن ، حق شنيدن ، حق پذيرفتن ، همه و همه سنگين است و تلخ ، چرا كه گاهى با خواسته هاى انسان و اميال نفسانى در تعارض است . ولى پذيرفتن ((حق تلخ ))، انسان را به كمال مى رساند و زير بار نرفتن ، دل راتباه مى سازد.
پيامبر ((ص )) در اين زمينه مى فرمايد:
((اى ابوذر!...
((حق )) ، سنگين و تلخ است .
((باطل )) ، سبك و شيرين است .
و چه بسا شهوت يك ساعت ، كه موجب اندوه طولانى مى گردد.))

انتقاد بجايى كه از تو مى كنند، كلمه حقى است كه پذيرفتن آن شهامت مى خواهد. بيان سخن حق در پيش ‍ روى يك خودكامه ، جهادى است بزرگ ، كه شجاعت مى طلبد. در يك قضاوت و داورى نيز، اگر راءى داور و حكم قاضى براساس ((حق )) بود، ولى مخالف راءى و پسند و خواسته دل ما، آن حق را (كه در واقع شيرين است ) تلخ خواهيم يافت و تحمل آن را سنگين و فوق طاعت خواهيم ديد. كلام نبوى ، در صدد آن است كه به ابوذر، اين زمينه و استعدادتحمل را عطا كند كه نه از گفتن حق بهراسد، نه از شنيدن حق بگريزد و نه از تحمّل حق ، شانه خالى كند.
محاسبه نفس
((اى ابوذر!...
پيش از آنكه به حساب تو برسند، خود به حسابت برس ،
كه اين كار، حسابرسى تو را در فردا، آسان خواهد كرد.
و پيش از آنكه تو را وزن كنند، خودت را بيازماى و بسنج .
و براى آن عرضه بزرگ (در قيامت ) آماده باش !
روزى كه به خداوند عرضه مى شوى و هيچ چيز نهان تو از خداوند پنهان نيست .
اى ابوذر!...
از خداوند شرم كن . سوگند به آنكه جانم در دست اوست ، من همواره وقتى براى ((تخلّى )) بيرون مى روم از شرم دو فرشته اى كه همراه منند، چيزى بر سر مى افكنم ...
اى ابوذر!...
آيا مى خواهى وارد بهشت شوى ؟ (گفتم : آرى فدايت شوم ! فرمود:)
آرزوهايت را كوتاه كن و مرگ را نصب العين خويش قرار بده و از خداوند، به نحو شايسته شرم كن .
شرم از خدا آن است كه گورستان و گورها و پوسيدگى بدنها را فراموش نكنى ، شكم و اندرونش را حفظ كنى ، سر و انديشه هايش را حفظ كنى .
هركسى كه كرامت و بزرگوارى آخرت را بخواهد، بايد زينتهاى دنيوى را رها كند. هرگاه چنين شدى ، بحق ، به ((ولايت الله )) رسيده اى ...))

آبشارى است از كلمات حكمت بار و سراسر موعظه و پند و آموزش . البته براى دلهاى حق نيوش و عبرت پذير. محاسبه نفس ، مهمترين برنامه خودسازى و كنترل خويش از تباهى هاست . و آنكه به حساب خود نرسد، باخته است .